سلام
عجيب دلم هواي مشهدو كرده
نميدونم چرا
شايد به خاطر يه خاطره نه چندان دور
شنيديد كه ميگن امام رضا طلبيده؟حالا واسه منم طلبيده ولي فعلا فقط نصفش درست شده
مثل اون بابايي كه رفته بود خواستگاري.ميگفت 50 درصد كار درست شده (رضايت خودش) فقط مونده 50 درصد بقيه كه رضايت خانواده عروسه
حالا منم تقريبا كارم درست شده واسه مشهد رفتن فقط مونده پول سفر كه فعلا با اين وضعيت بيكاري نميدونم جور ميشه يا نه
داشتم طبق معمول وبلاگ بچه مشهديا رو ميخوندم كه رسيدم بازم به جناب مسعود مشهدي
آقا مسعود من نميدونم چرا با تلخ نوشته هاي شما اينجوري كامم شيرين ميشه البته شايد به خاطر نوشتن شما با اون لهجه شيرين مشهدي باشه
در هر صورت بازم بي اجازه شما دوتا متن شيرينت رو كپي ميكنم اينجا:
نِه خداییش اگه هَمی فردا صُب امریکا حمله کُنه ( زبونمِه گاز گیریفتُم ) شما چیکار مُکُنن ؟ صُب ورخاستِن از خواب هموجور که دِرن نون پنیر با چویی شیرین مُخورن يكدفه رادیو مِگه شنوندگان عزیز توجه بفرماین ! ( وای دَدَم وای ) هیچی دیگه …. مگه امریکای جنایتکار حمله کِرده شصت تا از هواپیماهاش تو هوا به هم خورده به ک …. رفتن ! بعدشَم ازی اهنگای ریددرررری … ریددررری …ریددررری ررری مِذاره !؟خوب حالا شما چیکار مُکنن ؟ صبحانه مَرگِتا مِره یا اشتهاتا وامِره هوس کله پاچه مُکنن ؟
پا مِشن ازی بشکنای دو انگشتی مِزنن … بابا کَرم مِرقصن ؟ تو دِلتا قند اب مُکنن مِگن اخ جان ! جیگرته بخورم امریکا جان امدی قربونت بُرم ! چره ایقد دیر امدی جیگر طلا ؟ هی مِگن امریکا دوسِت داریم ! امریکا دوسِت داریم ! بیا که دل بی تو به جان امد ! بعدشم زود حسابای بانکی تاره خالی مُکنِن بدو بدو مِرن از بقالی سر مَحل برنج و روغن و کوفت و زهر مار مِخرن میارن تو خانه انبار مُکُنِن که گیرونی و قحطی که رفت شما خاطر جمع بشِن که او شیکمِ بی صاحاب مونده گوشنه نِمِمانه؟
یا پا مِشن مِگن یا حُسین … جمع کن ای نون پنیراره زَن که ای پدر سَگ امد ! زود مِرن حّموم غسل شهادت مُکنِن بدو بدو مِرن بسیج محل اسم مینویسن که برن جبهه ( یکی نیس بگه کدوم جبهه ؟ ) براتا مهم نیست که فردا ممکنه گیرونی بره …قحطی بره …. مِگن به جَهندَم ! یک موشت مِزنن به شیکمتا مِگن ما بنده شیکم نیستِم ! اسلام در خطره ! کشور دِره از دست مِره ! ناموس دِره از دست مِره ! ای پفیوزای یانکی از اوبَره دنیا خ..ایه کِردن امدن به ناموس ما دست درازی کنن ! باید خ…ایه کِش کُنِم اوناره تا دیگه همچی گهی نِخورن ! امریکا در چه فکریه ………. ایران پر از بسیجیه !
یا یَکدفه شاشِتا میگیره بدو بدو مِرن تو مُستِراب خیر سرتا میشینن هم خودتاره سبُک کُنَن هم فِک کُنِن ! ( یَره چی جای خوبیه بره فِک کردن ) هی با خودتا مِگِن بدبخت رفتُم ! بیچاره رفتُم ! یکی نیست بگه تُخمه سَگا کُخ دِرن هی سیخ مُکُنِن امریکاره تا حمله کُنه … مُمُردِن اگه ای قطعنامه ره قبول مِکردِن ؟ یَره خواهره مادر … دیدی چی خاکی به سَرما رَفت ! ( اینجا دیگه به مزاج شما نگاه مُکنه که وقتی مِترسِن یُبس مِرن یا اسهال ! ) هیچی دیگه شلوارتاره هموجور با کونِ ناشور بالا میکیشن مِزنِن بیرون بدو بدو دنبال سولاخ موش مِگردِن !
یا مِگن به تُخمُم که حمله کِرده ! هر کی از بغل ای مَملِکَت بارشه بسته حالا بره سینَشه بده جلو گلوله …. به ماچه ! یا تا میبینن اب گلی رفته مِگن جااااااان … الان وقت ماهیگیریه ! اویَم ماهیای چاق و چله … ک..ون لق اسلام و مملکت و ناموس و هَمه ! ماهیاره عشقه ! یا اگه تو خارج هَستن بدو بدو مِرن فرودگاه ( ندو کُسخُل پروازاره کنسل کِردَن ! ) تا برگِردِن ایران بجَنگِن ! یا مِگن اوه مای گاد … بعد مِرن یک پیک مِرن بالا به سلامتی امریکا !
یا میشینن یَواش یَواش نون و چویی مُخورن یک دو دو تا چار تا مُکُنِن با خودتا مِگِن ……..؟
اينم بعديش:
مشهدی ها هم مثل تمام مردم ایران هستند و خصوصیت منحصر به فردی ندارند که اونها رو متمایز کنه از بقیه ! اما متاسفانه همونطور که برای هر شهری در بین عوام یک خصوصیتی در نظر گرفته شده به مشهدی ها هم خیلی جاها میگن مشهدی شمع دزد ! و من فکر میکنم به این خاطر باشه که قدیمها دور حرم بچه هایی بودن که به زوار امام رضا شمع و زیارت نامه میفروختن و بعد از اینکه زوار شمع رو در سقاخونه روشن میکردن و دنبال کارشون میرفتن این بچه های زبل شمع ها رو خاموش میکردن و دوباره میفروختن ! و این اسم شمع دزد روی مشهدی جماعت موند که موند !
وقتی زوار و مسافر میاد مشهد اکثرا از محدوده حرم و بازار رضا و خیابون تهرون و طبرسی اونور تر نمیرن و چهره ای که از مشهد توی ذهن مسافر میمونه همون چیزیه که در این مکان های زواری مشاهده کرده ! در صورتی که مشهد چهره ای زیباتر از این داره !
در این مکان هایی که ذکر کردم متاسفانه عده ای به مسافرین اجحاف میکنند ! مثلا بعضی راننده ها تا میفهمن طرف مسافره قیمت کرایه رو بالا میبرن یا بعضی کسبه جنس های خودشون رو به زوار گرون تر میفروشن و عادت کردن که قیمت ها رو بالا بگن تا اگه زوار چونه زد تخفیف قابل ملاحظه ای بهش بدن … یه عده ای هم جنس های اشغال و تقلبی به مسافر میفروشن … مثل تسبیح شاه مقصود … انگشتر فیروزه و زعفران قلابی ! مثلا گوشت گاو رو میذارن پخته میشه بعد اون رو ریشه ریشه باریک میکنن و میذارن خشک بشه بعد بارنگ های مصنوعی اون رو رنگ کرده و با مقدار کمی زعفرون قاطی میکنن و میفروشن ! توی بازار رضا کسبه خیلی به زوار پیله میکنن و میخوان بزور بهشون جنس بفروشن و هر چی زوار از مغازه اونا بیشتر فاصله میگیره قیمت جنس رو پایین تر میارن ! تا دلتون هم بخواد از جون امام رضا مایه میذارن و قسم میخورن به امام هشتم ! به امام غریب … به گنبد بارگاه اشاره میکنن و میگن به همی امام رضا !
یه نوع عطر هایی دور حرم هست که بهش میگن عطر دَم بَستی که فکر میکنم از هند و پاکستان میاد و عجب بوی گندی داره که حال ادم رو به هم میزنه ( البته این سلیقه منه والا روستایی ها استقبال میکنن ) ! اگه گیر این عطر فروش ها بیفتین در یک چشم به هم زدن بهتون عطر میزنن و بعد اصرار میکنن که عطر بخرید و شما ممکنه اشکتون در بیاد از بوی فرح بخش این عطر ها !! یه جایی دیگه که به زوار گیر میدن این عکاسی هایی هست که با لباس عربی جلوی پرده های مختلف از شما عکس میگیرن از پرده نقاشی ضامن اهو تا پرده ضریح امام رضا ! که اینجا هم روستایی ها علاقه خاصی دارن که دستشون رو روی سینه بذارن و سیخ وایستن عکس بگیرن !
خلاصه که خدمتتون عرض کنم مشهد در این مکان ها خلاصه نمیشه و نمیشه راجع به مشهدی ها صرف حضور در این مکان های زواری قضاوت کرد ! در کل مشهدی ها مردم خوبی هستند … مهربون … خونگرم … خاکی و دوست داشتنی ( والله من اون ماست بنده که نمیگه ماست من ترشه نیستم ! ) زود انس میگیرن و ( خواهر گفته ) … ( برادر گفته ) میشن ! زود دل میبندن و دیر از یاد میبرن ! تا بعد …
آقا حالا شما فعلا يه ليست واسه ما آماده بكن تا ببينم توي يه هفته كجاهاي مشهد رو ميشه ديد.



سلام
فك كنم امام رضا تو رو طلبیده …چمدوناتو ببند