Where Is My Vote

از داشته ها و نداشته ها

بایگانیِ فوریه, 2008

ميرزاده عشقي-پدر ملت ايران، اگر اين بي پدر است

بعد از اين بر وطن و بوم و برش بايد ريد
به چنين مجلس و بر کر و فرش بايد ريد
در حقيقت در عدل، ار در اين بام و درست
به چنين عدل و به ديوار و درش بايد ريد
آن که بگرفته از او تا کمر ايران گه
به مکافات، الا تا کمرش بايد ريد
پدر ملت ايران، اگر اين بي پدر است
به چنين ملت و گور پدرش بايد ريد
به مدرس نتوان کرد جسارت اما
آنقدر هست که بر ريش خرش بايد ريد
اين حرارت که به خود احمد آذر دارد
تا که خاموش شود بر شررش بايد ريد
شفق سرخ نوشت آصف کرماني مرد
غفر اله کنون بر اثرش بايد ريد
آن دهستاني تحميلي بي مدرک و لر
بهر اين ملک، به نفع و ضررش بايد ريد
گر ندارد ضرر و نفع مشيرالدوله
از نوک پاش الي فرق سرش بايد ريد
گر رود موتمن الملک به مجلس گاهي
احتراماْ به سر رهگذرش بايد ريد

غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌

غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌

پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد‌شد
و سفره‌ای که تهی بود، بسته خواهد‌شد
و در حوالی شب‌های عید، همسایه‌!
صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌!
همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهدرفت‌
و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهدرفت‌

*****

منم تمام افق را به رنج گردیده
منم که هر که مرا دیده‌، در گذر دیده‌
منم که نانی اگر داشتم‌، از آجر بود
و سفره‌ام ـ که نبود ـ از گرسنگی پر بود
به هرچه آینه‌، تصویری از شکست منست‌
به سنگ‌سنگ بناها، نشان دست منست‌
اگر به لطف و اگر قهر، می‌شناسندم‌
تمام مردم این شهر، می‌شناسندم‌
من ایستادم‌، اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم‌، اگر دهر ابن‌ملجم شد

*****

طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد
و سفره‌ام که تهی بود، بسته خواهدشد
غروب در نفس گرم جاده خواهم‌رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌

*****

چگونه بازنگردم‌، که سنگرم آنجاست‌
چگونه‌؟ آه‌، مزار برادرم آنجاست‌
چگونه بازنگردم که مسجد و محراب‌
و تیغ‌ منتظر بوسه بر سرم آنجاست‌
اقامه بود و اذان بود آن‌چه اینجا بود
قیام‌بستن و الله‌اکبرم آنجاست‌
شکسته‌بالی‌ام اینجا شکست طاقت نیست‌
کرانه‌ای که در آن خوب می‌پرم‌، آنجاست‌
مگیر خرده که یک پا و یک عصا دارم‌
مگیر خرده‌، که آن پای دیگرم آنجاست‌

*****

شکسته می‌گذرم امشب از کنار شما
و شرمسارم از الطاف بی‌شمار شما
من از سکوت شب سردتان خبر دارم‌
شهید داده‌ام‌، از دردتان خبر دارم‌
تو هم به‌سان من از یک ستاره سر دیدی‌
پدر ندیدی و خاکستر پدر دیدی‌
تویی که کوچه‌ی غربت سپرده‌ای با من‌
و نعش سوخته بر شانه برده‌ای با من‌
تو زخم دیدی اگر تازیانه من خوردم‌
تو سنگ خوردی اگر آب و دانه من خوردم‌

*****

اگرچه مزرع ما دانه‌های جو هم داشت‌
و چند بوته‌ی مستوجب درو هم داشت‌
اگرچه تلخ شد آرامش همیشه‌ی‌تان
اگرچه کودک من سنگ زد به شیشه‌ی‌تان‌
اگرچه سیبی از این شاخه ناگهان گم شد
و مایه‌ی نگرانی برای مردم شد
اگرچه متّهم جرم مستند بودم‌
اگرچه لایق سنگینی لحد بودم‌
دم سفر مپسندید ناامید مرا
ولو دروغ‌، عزیزان‌! بحل کنید مرا
تمام آن‌چه ندارم‌، نهاده خواهم‌رفت‌
پیاده آمده‌بودم‌، پیاده خواهم‌رفت‌
به این امام قسم‌، چیز دیگری نبرم‌
به‌جز غبار حرم‌، چیز دیگری نبرم‌
خدا زیاد کند اجر دین و دنیاتان‌
و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌
همیشه قلک فرزندهایتان پر باد
و نان دشمنتان ـ هر که هست ـ آجر باد

به بهانه سالگرد شهادت خسرو گلسرخي

تساوی

معلم پای تخته داد می زد
 صورتش از خشم گلگون بود
 و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی ‌آخر کلاسی ها
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زد
برای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان
تساوی های جبری رانشان می داد
خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک با یک برابر هست
 از میان جمع شاگردان یکی برخاست
همیشه یک نفر باید به پا خیزد
به آرامی سخن سر داد
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسید
گر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز
یک با یک برابر بود
 سکوت مدهوشی بود و سئوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد
آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که زور و زر به دامن داشت بالا بود
وانکه قلبی پک و دستی فاقد زر داشت
پایین بود
اگر یک فرد انسان واحد یک بود
آن که صورت نقره گون
چون قرص مه می داشت
بالا بود
وان سیه چرده که می نالید
پایین بود
اگریک فرد انسان واحد یک بود
این تساوی زیر و رو می شد
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود
نان و مال مفت خواران
از کجا آماده می گردید
یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
 یا که زیر صربت شلاق له می گشت ؟
یک اگر با یک برابر بود
پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
معلم ناله آسا گفت
بچه ها در جزوه های خویش بنویسید
 یک با یک برابر نیست

طوفان شن اهواز

17_8611270246_l600.jpg10_8611270246_l600.jpg3_8611270246_l600.jpg1_8611270246_l600.jpg

نوع دعاي دختران و پسران

 
A Girl’s Prayer

Before I lay me down to sleep,

I pray for a man, who’s not a creep,

One who’s handsome, smart and strong,

One who’s willy’s thick and long.

One who thinks before he speaks,

When promises to call, he won’t wait weeks.

I pray that he is gainfully employed,

and when I spend his cash, won’t be annoyed.

Pulls out my chair and opens my door,

massages my back and begs to do more.

Oh! Send me a man who will make love to my mind,

knows just what to say, when I ask How big’s my behind?

One who’ll make love till my body’s a twitchin’,

in the hall, the garden, and in the kitchen!

I pray that this man will love me to no end,

and never attempt to shag my best friend.

And as I kneel and pray by my bed,

I look at the dickhead you sent me instead.

Amen.

A Boy’s Prayer

I pray for a girl with big tits and a big ass.

 

وسط کارِ خانم!

وسط کارِ خانم!
دیشب رفته بودم خیابون جمهوری چیزی برای سهراب بخرم که این آگهی رو پشت شیشه یه مغازه دیدم:
به تعدادی وسط کار خانم برای کار تولیدی نیازمندیم.دلیل چنین آگهی عجیبی پشت ویترین لوازم بچه احتمالا یکی از این ها باشه:1- یک عده از مومنین، مساله نیاز ایران به صد و بیست میلیون جمعیت را زیادی جدی گرفته اند.
2- محله جمشید به خیابان جمهوری نقل مکان کرده.
3- وسط کارِ آقا زیاد شده بوده قبلا.
4- به برکت نفت صددلاری، دولت آنقدر شیرخواه گاه و نوانخانه و اینجور جاها تاسیس کرده که حالا خالی مانده، اما بهزیستی می خواهد هر طور که شده آنها را از دست ندهد.
5- یکی از فروشندگان و واردکنندگان خوش ذوق اسباب بازی تصمیم گرفته مقداری هم اسباب بازی (toys) برای بزرگسالان وارد کند.

ها؟

سیاست ایرانی و سیستم عامل آمریکایی

سیاست ایرانی و سیستم عامل آمریکایی
به نظر من شناختن و شناساندن شخصیت‌های سیاسی در این برهه، که مثل تمام برهه‌های قبلی و بعدی، برهه حساس و مقطعی سرنوشت‌ساز است، بر آحاد طنزنویسان واجب است و بهتر است ما به جای تجزیه‌وتحلیل خبرهایی که هر روز عجیب‌تر و ابلهانه‌تر و خنده‌دارتر می‌شوند، به این کار مهم بپردازیم. اما از آن‌جا که طنزنویس زیادی نداریم که این مهم را به انجام رسانند، به‌ناچار خودم این بار گران را بر دوش می‌کشم.
حالا هم که قرار است من این بار گران را بر دوش بکشم، ترجیح می‌دهم که به شیوه مدرنی بر دوش بکشم، که یک وقت با بارکش یا نعش‌کش‌های سنتی اشتباه گرفته نشوم!البته چون حضرات را نمی‌توان مدرن کرد، پس به‌ناچار مدرن فرض می‌کنیم. مثلا فرض می‌کنیم تمام این بزرگواران، آشنایی اولیه با کامپیوتر داشته باشند. بعد یک روز صبح که می‌نشینند پای سیستمشان، متوجه می‌شوند که سیستم عامل ویندوزشان خراب شده‌است و درست کار نمی‌کند. ببینیم هرکس چه می‌کند:

احمدی‌نژاد؛ یک ربع بعد، در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام می‌کند، مدارکی دارد که نشان می‌دهد عده‌ای از داخل، به شرکت سازنده ویندوز علامت داده‌اند که کاری کند که نرم‌افزارهایی که ایرانی‌ها کپی می‌کنند، مشکل‌ساز شود. ظهر همان روز طی نامه‌ای تمام هیئت‌مدیره شرکت ماشین‌های اداری و انفورماتیک را برکنار و عده‌ای از بروبچز دفتر ریاست‌جمهوری را به جای آن‌ها منصوب می‌کند و شب به اخبار بیست‌وسی دستور می‌دهد که خبر دست‌یابی به تکنولوژی گیاهیِ ساخت ویندوز به‌دست محققان ایرانی را اعلام کند.

خاتمی؛ اول باور نمی‌کند که ویندوزش خراب شده‌باشد و نیم‌ساعتی جلوی مانیتور معصومانه و با گردن کج می‌نشیند تا شاید دلش به رحم بیاید و درست شود. بعد یک ساعتی برای کامپیوتر درباره فلسفه اخلاق و لزوم گفت‌وگوی تمدن‌ها و ارتباط بین مردم‌سالاری دینی و درست کار کردن ویندوز صحبت می‌کند. بعد بلند می‌شود، می‌ایستد و یک “استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم” اجرا می‌کند. بعد هم که می‌بیند هیچ‌کدام فایده‌ای ندارد، با ترس‌ولرز و بعد از چند بار استخاره دستگاه را خاموش می‌کند.

هاشمی رفسنجانی؛ لبخند می‌زند و آن‌قدر صبر می‌کند که یا بتواند شرکت مایکروسافت را وارد ایران کند و یا بیل گیتس را به خاک سیاه بنشاند.

کروبی؛ با عصبانیت تمام چند فحش آب نکشیده به هرکس که کامپیوتر را ساخته، می‌دهد و بعد نامه اعتراض‌آمیزی به جنتی می‌نویسد و پس از ذکر چند خاطره از اوایل انقلاب، شورای نگهبان را مسئول بالا نیامدن ویندوز و به ریاست‌جمهوری رسیدن احمدی‌نژاد معرفی می‌کند.

محسن رضایی؛ با بروبچه‌های سایت بازتاب (تابناک) تماس می‌گیرد تا خبر بسیار تندی در مورد فساد اخلاقی مخترع کامپیوتر و سازنده ویندوز منتشر کنند و کامپیوترش را در این بین از پنجره به بیرون پرتاب می‌کند. 

مصطفی معین؛ می‌زند زیر گریه و قهر می‌کند.

قالیباف؛ بلافاصله به واحد انفورماتیک شهرداری (بچه‌های سابق واحد انفورماتیک ناجا) تماس می‌گیرد تا ترتیب نوشتن یک سیستم عامل جدید را بدهند. بعد به واحد تابلوها و علائمِ شهرداری (بچه‌های سابق تابلوها و علائم ناجا) دستور می‌دهد تا یک روزشمار در محل ساخت سیستم عامل جدید نصب کنند. بعد، از واحد آموزش ضمن خدمت شهرداری تهران (قاعدتا باز هم واحد آموزش ضمن خدمت سابق ناجا) می‌خواهد تا مقدمات آموزش و اخذ مدرک MCSD او را فراهم کنند.

علی لاریجانی؛ با جواد لاریجانی مشورت می‌کند.

جواد لاریجانی؛ با دوستانش در انگلیس مشورت می‌کند و قرار می‌شود آن‌ها با مقامات آمریکایی لابی کنند تا اجازه بدهند او با نماینده شرکت مایکروسافت در زیر پل سانفرانسیسکو ملاقات خصوصی و تماس محرمانه‌ای داشته باشد. در این تماس نطفه بسیاری از حوادث در حوزه سیستم‌های عامل بسته می‌شود.

ابراهیم یزدی؛ بلافاصله به بهانه معالجه پروستاتش راهی آمریکا می‌شود و آن‌جا از خود بیل گیتس یک نسخه از ویندوز لانگ‌هورن اصل هدیه می‌گیرد و بعد از شش ماه به ایران برمی‌گردد.

عسکراولادی؛ (اصولا حتی در عالم فرض هم محال است که ایشان با کامپیوتر و سیستم عامل آشنایی داشته باشد.)

فاطمه رجبی؛ بلافاصله  در نسخه دست‌نویسی که دیشب نوشته بوده و در آن هاشمی و خاتمی و کروبی و قالیباف و پانزده نفر دیگر از مسئولان و مقامات مهمی مملکتی را خائن و فاسد و جاسوس و پارتی‌باز و غارت‌گر نامیده بوده‌است، نام فیل گوتس (بیل گیتس) را هم وارد می‌کند و برای یکی از مسئولان وبلاگ شخصی و سایت خبری رسمی‌اش فکس می‌کند تا هم‌زمان در چند سایت خبری و فردا در چند روزنامه دولتی به چاپ برسد. بعد مشغول سیب‌زمینی پوست کندن می‌شود.

حسین شریعتمداری؛ بلافاصله گفت‌وشنود بسیار بامزه، انتقادی، مرتبط و مؤدبانه‌ای دراین‌باره قلمی می‌کند. مثلا تو این مایه‌ها:
گفت: شنیدی این بیل گیتس بی‌شعورِ عوضیِ گفته ما با ویندوزمان ایران را نابود می‌کنیم.
گفتم: از این خرپور خاک‌برسر آمریکایی هر چی بگی برمیاد.
گفت: اما این آدم احمق مگه با چند تا ویندور و پنجره چی‌کار می‌تونه بکنه؟
گفتم: خودش هم نمی‌دونه. میگن یکی از پنجره طبقه دهم پرید پایین. وقتی خورد زمین و داشت ذره‌ذره هلاک می‌شد، یکی از میون جمعیت گفت چی شده. این بدبخت هم گفت والله من خودم هم تازه رسیدم!

یک گزارش مستند:

n00001261-b.jpg
سلام
بدون هيچ توضيحي فقط به نظرم اومد که اينم يه نوع تبليغه شايد بشه گفت تبليع برعکس

دلایل صهیونیستی بودن چندین کالای رایج!

در سال ۱٩٩٨، آقای Peter Brabeck-Letmathen در پی متقاعد کردن Nestle، جایزه ویژه (Jubilee) را از شخص نخست وزیر اسرائیل –نتانیاهو- دریافت کرد. این بزرگترین جایزه ایست که تا کنون رژیم اسرائیل اعطا کرده است و تنها به اشخاص و یا سازمان هایی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تاثیر را در قدرتمند کردن اقتصاد اسرائیل داشته باشند
شرکت: نستل Nestle
محصولات و شرکتهای وابسته:
انواع شوکولات، قهوه و نسکافه، محصولات لبنیاتی و …
KitKat شوکولات
Maggi مواد غذایی
L’Oreal لوازم بهداشتی، آرایشی

این شرکت سوییسی ۱/۵۰ درصد از سهام شرکت مواد غذلیی اسرائیلی به نام Osem Investments را دارا می باشد. Nestle در دسامبر سال ۲۰۰۰، اعلام کرد که میلیونها دلار صرف راه اندازی مرکز تحقیق و توسعه ((R&D در اسرائیل خواهد کرد.
در سال ۱٩٩٨، آقای Peter Brabeck-Letmathen در پی متقاعد کردن Nestle، جایزه ویژه (Jubilee) را از شخص نخست وزیر اسرائیل –نتانیاهو- دریافت کرد. این بزرگترین جایزه ایست که تا کنون رژیم اسرائیل اعطا کرده است و تنها به اشخاص و یا سازمان هایی اختصاص می یابد که با سرمایه گذاری و مبادلاتشان، بیشترین تاثیر را در قدرتمند کردن اقتصاد اسرائیل داشته باشند.

http://www.arabia.com/qatar/business/article/english/0,5508,36207,00.html

http://www.aqsa.org.uk/flyers/boycott.html

http://www.nestle.com/all_about/at_a_glance/aag-main_brands.html 

شرکت: تیمبرلند Timberland

محصولات:
انواع کفش: ورزشی، راحتی، پوتین، صندل و …
لباس: کاپشن چرم، بادگیرهای ضد آب، کاپشن های سبک
کمربند، کلاه، کوله پشتی، چمدان، جوراب، عینک آفتابی، کیف پول و ساعت

تیمبرلند یک شرکت تولید کفش، البسه ١/١ میلیارد دلاری می باشد. Jeffry Swartz رئیس و مدیر اجرایی این شرکت، یک صهیونیست فعال است.
در یکی از جلسات «همبستگی اسرائیل» که اخیرا برپا شده بود، او پیشنهاداتی ارائه داد تا تبلیغات و ادعاهای اسرائیل در اجتماع آمریکا باورپذیرتر باشد. در مصاحبه ای به عنوان مدیر اجرائی شرکت، اظهاراتی مبنی بر فرستادن ۱۰۰ آدم کش به عنوان سفیر اسرائیل به آمریکا، داشت، تا این افراد یهودیان مقیم آمریکا را مجاب به کمک به اسرائیل کنند.
اگرچه تیمبرلند یک شرکت تجاری عمومی می باشد ولی Swartz و خانواده اش تقریبا ۴٧ درصد سهام و ٨١ درصد از قدرت رای شرکت را دارا می باشند.

http://www.jpost.com/Editions/2002/04/26/News/News.47808.html

http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_investors_main.jsp

http://www.timberland.com/cgi-bin/timberland/timberland/corporate/tim_store_locator.jsp

شرکت : کوکاکولا

شرکتهای وابسته:
فانتا
اسپرایت
کانادا درای

از سال ١٩٦٦ کوکالا تبدیل به یکی از ثابت قدمترین پشتیبانان اسرائیل شد.
در سال ١٩٩٧ هیئت دولتی اقتصادی اسرائیل در مهمانی شامی به افتخار کوکاکولا بخاطر ٣٠ سال پشتیبانی بی وقفه خود از اسرائیل و عدم توجه به تحریم کشورهای عرب، قدردانی کرد.
(در مقابل پپسی به تحریم اسرائیل که تا سال ١٩٩١ از سوی کشورهای عربی اعمال شده بود مقید ماند و از سال ١٩٩۲ تجارت خود را با اسرائیل از سر گرفت.)
در سال ۲٠٠١ اداره مرکزی کوکاکولا میزبان و حامی اصلی اتاق بازرگانی آمریکایی – اسرائیلی شد.
آشکار شده که کوکاکولا برنامه ای آموزشی برای کارگرانش بر پایه برخورد صهیونیسم- عرب ترتیب داده. محتویات این دوره توسط دولت اسرائیل و یک آژانس یهودی تهیه و تنظیم شده است.
در فوریه ۲٠٠۲، کوکاکولا در کاری گروهی با سازمان «دوستان اسرائیل» و National Hillel پشتیبانی از مقاله Linda Gradstein خبرنگار بدنام صهیونیسم را در دانشگاه Minnesotaبه عهده گرفت.
در جولای ۲٠٠۲، اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه کوکاکولا جهت صرفه جویی میلیون دلاری بخاطر معافیت مالیاتی, اقدام به ساخت کارخانه ای جدید در زمین های اشغال شده فلسطین (قیریات قط) کرد.
در اکتبر ۲۰۰۵، کوکاکولا میزان سرمایه گذاری خود را در اسرائیل افزاریش داد و ۵١ درصد از سهام کارخانه شراب سازی Tavor را خرید.

آیا هنوز هم کوکا می نوشید؟

http://www.bham.net/shofar/1997/0697/nbriefs.html

http://www.snopes2.com/cokelore/israel.htm

http://electronicintifada.net/actionitems/020219gradstein.html

http://www.israel-mfa.gov.il/mfa/go.asp?MFAH00ul0

http://www.rdu-yok-meg.org.il/HereAndNow/Newsletter/newsletter.htm

http://www.meitar.org.il/news/news.htm

http://www.haaretz.com/hasen/spages/635442.html

شرکت : صنایع دلتا گلیل Delta Galil Industries
شرکتهای وابسته:
Boss
Calvin Klein
GAP

«دلتا گلیل» بزرگترین تولید کننده و فروشنده در صنعت نساجی اسرائیل است و یکی از بزرگترین آرمهای تجاری تولید لباس در دنیا را دارا می باشد.
Dov Lautman موسس، رئیس و بزرگترین سهام دار این شرکت از وابستگان نزدیک رئیس جمهور اسرائیل، اهود باراک می باشد.
سازمان دیدبان حقوق بشر، دلتا گلیل را به استثمار کارگران عرب متهم ساخت.
از آنجایی که هزینه تولید محصول به حداقل ممکن برسد، بسیاری از محصولات این شرکت در کشورهای ترکیه، اردن و مصر تولید می شود. بدین صورت که مواد اولیه به اردن می رود، در آنجا دوخته می شود و دوباره به اسرائیل بر می گرردد، و از آنجا با برچسب «Made in Israel» به سراسر جهان فرستاده می شود.

http://www.deltagalil.com/Shreholders.htm

http://shamash.org/listarchives/amcha/log9907

http://www.odaction.org/challenge/60/textil.html

http://www.s11.org/iss_sweatshops.html

http://www.sweatshopwatch.org/

http://www.jpost.com/com/Archive/01.Mar.1999/Business/Article-0.html

http://www.moit.gov.il/root/Hidden/ipc/%7BF6922%7D

شرکت: والت دیزنی
محصولات و شرکت های وابسته:
دیزنی لند (شهرک بازی) Disneyland
یورو دیزنی EuroDisney
تولیدات دیزنی

شرکت « والت دیزنی» در نمایشگاه هزاره واقع در Epcot Center در ایالت فلوریدا، بیت المقدس را بعنوان پایتخت اسرائیل معرفی کرد. و از آنجایی که بیت المقدس به طور نا مشروع غصب شده و بنابر مصوبه سازمان ملل (٢٤٢،٢٣٧ و ۴۰۵)، هرگز این شهر نمی تواند بعنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخته شود. از ٨ میلیون دلار هزینه این نمایشگاه، اسرائیل مبلغ ٨/١میلیون دلار سرمایه گذاری کرد و با دیزنی در گسترش این نمایشگاه شریک شد. این بخشی از مبارزه فیزیکی اسرائیل برای یهودیزه کردن بیت المقدس و مبارزه روانی برای پذیرفته شدن این ادعا در دیدگاه جهانی می باشد.
یکی از شیوخ عرب در عملی مبتکرانه طرحی را برای تحریم دیزنی ارائه کرد که متاسفانه در آخرین لحظات توسط یکی از شاهزادگان سعودی منتفی شد. ولید بن تلال که یکی از بزرگترین سهامداران «یورودیزنی» می باشد عنوان کرد: «درصورتی که دیزنی را تحریم کنیم برد با اسرائیل خواهد بود. زیرا در منفی شدن وجهه ی ما در آمریکا تاثیر خواهد داشت.» و این درحالی است که به طور میانگین سالانه ٢٠٠ هزار عرب از «دیزنی» بازدید می کنند و میزان مبادلات این شرکت با خاور میانه بیشتر از ١٠٠میلیون دلار در سال است.

http://www.aqsa.org.uk/activities/campaign2.html

http://www.jewishsf.com/bk990924/idisney.shtml

http://www.metimes.com/issue99-38/reg/disney__will.htm

http://www.washington-report.org/backissues/1299/9912013.html

http://www.israeltoday.co.il/article/Default.asp?CatID=2&ArticleID=15

شرکت : اینتل Intel

محصولات:
پردازنده های سلرون، پنتیوم، ایتانیوم و …
Processors – Celeron, Pentium, Itanium, etc
Motherboards, Chipsets, Adapters, Controllers,
محصولات شبکه، بی سیم و ابزار ساخت نرم افزار.

بی تردید اینتل یکی از بزرگترین حامیان اسرائیل می باشد. یکی از اولین مراکز توسعه این شرکت خارج از آمریکا در منطقه حیفا در سال ۱٩٧٤ بازگشایی شد. و از آن موقع سرمایه گذاری در این رژیم ادامه داشته است. در سال ۲۰۰۰، آنها بیش از ٤۰۰۰ اسرائیلی را استخدام کردند و تنها از صادرات کارخانه واقع در Lachish-Qiryat Gat اسرائیل (بازگشایی فوریه ٩٩) تا سقف ۳میلیون دلار در روز و به طور تقریبی یک میلیار دلار در سال درآمد دارد.
الاودا (ائتلاف راست فلسطین) عنوان می کند Qiryat Gat زمینی که کارخانه اینتل بر آن نهاده شده است در واقع منطقه روستایی بوده به نام «عراق المنشیا» که توسط اسرائیل غصب شده است. «عراق المنشیا» روستایی بوده با ۲۰۰۰ سکنه که در ۳۰۰ خانه زندگی می کردند با ۲ مسجد و یک مدرسه. ساکنان اصلی این روستا با تهدید و ارعاب رانده شده و تمتم زمین روستا ویران می شود تا Qiryat Gat برای سکونت شهروندان جدید اسرائیلی آماده شود. امروز جمعیت باقیمانده از «عراق المنشیا» هنوز اجازه برگشتن به سرزمین خود را ندارند. اقدامات قانونی بر ضد اینتل مبنی بر ساختن کارخانه در سرزمین غارت شده صورت گرفته است.

کارخانه اینتل بر روی زمین های اشغالی فلوجه

http://www.intel.com/intel/community/israel/aboutsite.htm

http://www.israelemb.org/economic/uscompanies.htm

http://www.intel.com/intel/community/israel/education.htm

http://al-awda.org/intel_divest.htm

http://al-awda.org/intel_update.htm

http://al-awda.org/intel_example.htm 

شرکت: نوکیا Nokia
محصولات:
محصولات الکترونیکی، گوشی همراه، ثابت، تلویزیون و …

شرکت «نوکیا» اقدام به سرمایه گذاری سنگینی در اسرائیل نموده است.
Lars Wolf مدیر کل نوکیا در مصاحبه ای با روزنامه اورشلیم پست Jerusalem Post (٤ مارس ٢٠٠١) اظهار داشت: «از آنجایی که در پروژه ی داخلی ما به نام «پروژه اسرائیل»، شبکه اسرائیل یکی از اهداف ماست و همچنین سازمان اقتصادی و مرکز تحقیقات نوکیا نیز حساب ویژه ای برروی اسرائیل باز کرده، ما اسرائیل را به عنوان چشم انداز و دورنمای تمام اهداف نوکیا می دانیم.»
« شرکاء اقتصادی نوکیا (شاخه ای از سازمان اقتصادی نوکیا)» در ماه دسامبر ٢٠٠٠ سرمایه ای ۵۰۰ میلیون دلاری را به شرکتهای اسرائیلی اختصاص داد. مرکز تحقیقات نوکیا به دنبال بازار اسرائیل به هر وسیله ممکن می باشد.

http://www.jpost.com/Editions/2001/03/02/Business/Business.22287.html 

چه خوب شد که انقلاب شد

چه خوب شد که انقلاب شد، که ظلم برچیده شد، و عدل برقرار شد. خفقان رفت و آزادی آمد.

چه خوب شد که شاه رفت، شاه خائن، که نوکر بیگانه و دشمن مردم بود. شاهی که فکر می‌کرد در همه چیز صاحب‌نظر است، صلاح مردم را بهتر از خودشان می‌داند، صدای مخالف را باید در حلقش خفه کرد تا به گوش مردم نادان نرسد…

چه خوب شد که پهلوی رفت، که بساط حکومت مادام‌العمر برای همیشه جمع شد، که قانون ظالمانه‌ی سربازی که رضاخان به تقلید از اجنبی و برای کنترل کردن مردم وضع کرده‌بود دیگر وجود ندارد.

چه عالی شد که مردم دیگر مجبور نیستند طبق خواسته‌ی حکومت لباس بپوشند، مجبور نیستند طبق تجویز حاکمیّت با هم رابطه داشته‌باشند، مجبور نیستند از خانه که بیرون می‌روند نگران باشند که پلیس چه کارشان خواهدکرد. چه خوب که حریم افراد حرمت دارد.

چه خوب که مردم دیگر از دولت نمی‌ترسند، بلکه دولت از مردم واهمه دارد.

چه خوب که با اکثر کشورهای دنیا دشمنی آشکار یا پنهان داریم؛ آنها همه بد هستند. ما همه خوبیم.

چه خوب که دیروز ذلیل بودیم و امروز عزیزیم. دیروز مثل نوکرشان بودیم که بدون ویزا به مملکت‌شان می‌رفتیم، امروز ویزا می‌خواهیم و نمی‌دهند.

چه خوب که دهان آمریکا را صاف کردیم و هیچ غلطی نتوانست بکند و نمی‌تواند هم. چه خوب که در دنیا یاور مظلوم و دشمن ظالم هستیم. چه خوب که نژادپرست نیستیم.

چه خوب که تمامیت ارضی‌مان را حفظ می‌کنیم و حتّی به گستراندنش هم می‌اندیشیم، امّا این یکی بین خودمان بماند.

چه خوب که آپولو هوا می‌کنیم و انرژی هسته‌ای داریم. به مصیبتش می‌ارزید.

چه خوب که طبقه‌ی ممتازی که پاسخگوی هیچ کس نباشد، دیگر نداریم. ثروت‌اندوزان قدرتمندی که مردم را خوار می‌شمردند، یا فرار کردند یا اعدام شدند. دیگر وجود ندارند.

چه خوب که آن بنیادهای طاغوتی فرو ریختند و به جای آنها بنیاد شهید و بنیاد مستضعفان داریم.

چه خوب که چیزهایی برای صادر کردن داریم و چه خوب چیزهایی برای صادر کردن داریم: نفت و بنیادگرایی. هم خودمان مصرف می‌کنیم و هم به بقیه می‌فروشیم.

چه خوب که دولت پاسخ‌گوی مردم است، قانون‌ها شفّافند و در دسترس همگان.

چه خوب که اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسیم و فلسطین را حمایت می‌کنیم. برای آینده‌ی فلسطین هم برنامه‌ریزی کرده‌ایم.

چه خوب که داد زدیم، داد زدن را چه خوب یاد گرفتیم. آنها چه می‌گویند؟ صدایشان را نمی‌شنویم.

چه خوب که دیروز اسیر بودیم و امروز آزادیم، رسانه‌های آزاد داریم، اقتصاد آزاد داریم، هوای آزاد داریم و سقوط آزاد.

چه خوب که حکومت علوی داریم، که منتقدش را مجال می‌دهد، مخالفش را نمی‌کشد، و به مجیزگویی محتاج نیست.

چه قدر ما خوبیم. چرا ما این قدر خوبیم؟ ما کی به این خوبی شدیم؟ از بدو خلقت. خدا خاک ما را با گلاب گل کرد.

چه کردیم ما. دنیا هنوز متعجّب است. ما را نمی‌فهمند. ما از زمانه‌مان فراتریم. ارزش ما فردا معلوم می‌شود و هر فردایی را فردایی‌ست، تا فردای قیامت. 

وطن رپتي پتينا

وطن

وطن يك

وطن دو

وطن رپتي پتيناست

وطن خاك وطن خرج عطتيناست

وطن توپ و وطن تانك

وطن مام وطن صيغه هر ميرزا چتيناست

وطن بوم

وطن بانگ

وطن عرصه ي بي پرسه ي مردان بزرگي ست

كه مردند

ولي حيف كه مُردند…

وطن سبز

وطن سرخ

وطن خاك و وطن آب

وطن نفت

وطن نفت

وطن نفت

كه نفتش همه خون است

كه مي سوزد و

آتش به دل سوخته ي

كارگر و

پيشه ور و

برزگر و

رعيت و

خان و

زن و

فرزند و

تبار و

بشر خاك به سر ريخته آرد

وطن چرك

وطن جنگ

وطن دود

وطن لشكر اسكندر و اعراب و مغول ها همه با هم

به تباني

و تجلي

وطن كارت

وطن مدرك ليسانس

كه يا شانس

و يا دايي پولدار

سپه دار و

علم دار و

قلم دار

كه در مجلس و در مكتب و دولت

همه دارند هوا و هوسش را

كه بريزد و بپاشد و بريند

به جهان

كل جهان را!

وطن مرگ

وطن برگ

وطن برگه ي بي مَعطـَلي فوت

و اعزام

و هربار

پس از گردش ايام

و اعصار

وطن جوخه ي اعدام…

وطن جوخه ي اعدام…

***

وطن يك

وطن دو

وطن رپتي پتيناست

وطن خاك وطن خرج عطتيناست

وطن توپ و وطن تانك

وطن مام وطن صيغه هر ميرزا چتيناست…

وطن رپتي پتيناست…

وطن رپتي پتينا…

ورودی‌های پیشین »